X
تبلیغات
دانشمند

دانشمند

اموزشی علمی

حفره سیاه

حفره سياه

نوشته: امين محمود نژاد

بررسي وقايع روي داده در اطراف يك سياه چاله از كارهاي جالب براي اغلب اختر شناسان حرفه اي در مراكز بزرگ تحقيقاتي در جهان بوده است. چرا كه اين اجرام ، با اجرام ديگري كه ما مي شناسيم بسيار متفاوت بوده و اين تفاوت موجب ايجاد حس كنجكاوي بسياري در ميان دانشمندان شده است.

ذراتي كه از اطراف اين اجرام به بيرون پرتاب مي شوند بسيار پر انرژي هستند. همچنين طيف الكترومغناطيس گسيلي آنها از محدوده ي امواج راديويي تا اشعه ي x و نيز كاملاً در بر مي گيرد. اين امواج انرژي زيادي دارند و تنها منبع ايجاد چنين تشعشات ، اجرام بسيار سنگين و چگال مي توانند باشند كه همچون يك شتابدهنده ، ذرات را به بيرون پرتاب مي كنند . بايد توجه داشت كه گسيل اين ذرات و انرپي در تمام سطح سياه چال صورت نمي گيرد؛ و مكان هاي خاصي براي گسيل اين ذرات و اين فوتون ها وجود دارد. علت اين امر هم چگال بودن بيش از اندازه ي اين اجرام است كه تغييرات شديدي در فضاي اطراف خود ايجاد مي كنند.

در توضيح اين مطلب بايد گفت كه فضاي اطراف يك سياه چاله با فضاي دور تر از آن و نيز با فضاي اطراف يك جرم كوچك مثل زمين بسيار متفاوت دارد اين تفاوت ويژگيهاي خاصي را نيز براي سياه چاله ايجاد مي كند. براي مثال بايد گفت چيزي كه امروزه فيزيكدانان از آن به عنوان افق رويداد سياه چاله نام مي برند همان تفاوت فضا زماني اطراف يك حفره ي سياه است. در توضيح افق رويداد سياه چاله هم بايد گفت فضايي در اطراف سياه چاله است كه فضا و زمان در دوسري آن بطور فاحشي متفاوت هست.



حال با توجه به اين توضيحات مي توان ايجاد حفره هاي عميتاً فضايي در اطراف سياه چاله ها را توضيح داد. چون حفره فضايي در اثر كشيدگي بيش از اندازه ايجاد و مي شود و اين كشيدگي را نيروي گرانش سياه چاله فراهم مي آورد. حال در زير اين پديده را بطور كامل تر توضيح مي دهيم:

با پايان يافتن عمر يك ستاره هنگامي كه اين ستاره با يك انفجار ابر نو اختري بزرگ مواجه مي شود و مداد سنگين به طرف مركز رانده شده و شديداً متراكم مي شوند. نيروي گرانشي فوق العاده قوي ايجاد مي شود و مقداري از گازهاي رانده شده دوباره جذب مي شود . اين گازها در اثر نيروي گرانش شديد سياه چاله ي ايجاد شده شديداً بر گردش در مي آيد در كنار اين خود سياه چاله نيز به دوران در مي آيد. اين دوران بسيار سريع موجب مي شود نيروي مركز گراي كشنده به طرف قطب هاي سياه چاله متمركز شود .

چنان چه مقدار زيادي از گازهاي اطراف به طرف دو قطب به حركت در مي آيند و در آنجا با سرعت زيادي گردش مي كنند . در اين هنگام كه دوران سياه چاله اندكي ; شدت مي گيرد و بطور كامل رمبيده مي شود نيروي گرانشي شروع به كشيدن فضاي اطراف سياه چاله در مكاني كه اندكي از افق رويداد سياه چاله دورتر است مي كند. اين كشيدگي در قطب هاي سياه چاله بطور بسيار محسوسي انجام مي گيرد . به گونه اي كه در يك لحظه دو حفره ي بسيار عميق كه عمق آن ها هم اندازه و جرم سياه چاله بستگي دارد بطرف سياه چاله ايجاد مي شوند اين دو حفره كه در دو قطب سياه چاله ايجاد مي شوند ذرات را به درون سياه چاله فرو مي برند . ذرات كشيده شده در مكان هايي نزديك به سياه چاله به سرعت نور نزديك مي شوند. اين ذرات شتاب گرفته به چند حالت مختلف در مي آيند يا توسط سياه چاله بلعيده شده و جذب مي شود كه در كنار آن زماني كه به سرعت نور نزديك شدند انواع امواج الكترومغناطيسي را دز طول موج هاي مختلف گسيل مي كنند . بايد توجه داشت چون اين ذرات بطور خاص فقط از درون حفره عبور مي كنند؛ فوتون هاي گسيلي آنها هم در امتداد اين حفره حركت مي كند و بصورت متمركز از درون حفره يا به بيرون پرتاب مي شوند يا به درون حفره مي روند.

همچنين ذراتورودي به حفره ممكن است در اثر سرعت زياد به درون سياه چاله كشيده نشوند و از كنار سياه چاله به بيرون پرتاب شود . دراين حالت اگر اين ذرات به گازهاي اطراف برخورد نكنند مي توانند در مكاني در اطراف خط استواي سياه چاله به بيرون پرتاب شوند. اين ذرات در اين هنگام انرژي بسيار زيادي دارند و با سرعت هاي نزديك به نور در فضا منتشر مي شوند

تشعشعاتي كه از سياه چاله ها به بيرون گسيل مي شود هميشه با يك شدت و در يك فركانس مشخس نيستند زيرا كه اغلب انها در كنار جاذبه ي شديد نيروهاي فرعي بسياري را نيز ايجاد مي كنند و يا اينكه اين نيرو ها از خارج بر انها تحميل مي شود.



به فرض مثال يك سياه چاله ي ثابت پر جرم كه غير از حركت دوراني شديد حركت ديگري ندارد را در مركز يك كهكشان بزرگ در نظر مي گيريم . اين سياه چاله بايستي طبق معمول مركز كهكشان را فعال سازد و انرژي فوق العاده زيادي را در تمام راديو تلسكوپ ها وگيرنده هاي اشعه ي ايكس و فروسرخ و حتي گاما ثبت كند. اين امر براي سياه چاله هاي كوچكتر نيز صادق است. اما چيزي كه بيشتر دانشمندان را متعجب مي سازد اين است كه برخي از اين اجرام بر خلاف معمول گاهي ساكت و گاهي هم بسيار كم صدا هستند. بدين معنا كه انرژي گسيلي انها با وجود شتاب گرانشي شديد در فركانسهاي بسيار پايين ثبت ميشود . همچنين امواجي كه از قطب هاي سياه چاله ها به بيرون گسيل مي شوند بايد انرژي زيادي داشته باشند اما در برخي موارد اين امواج در طول موجهاي بسيار بلند تر ايجاد مي شوند. شايد اين گونه تصور شود كه ماده ي سقوط كرده به داخل انها در سطح پاييني است اما شدت اين امواج به حدي بالا است كه از سقوط ذرات بسيار زيادي در سطح انها حكايت مي كند.

علت پايين بودن فركانس هاي توليدي را بايد در حركت هايي غير از حركت دوراني دانست. يعني سياه چاله ها يي وجود دارند كه به غير از حركت دوراني به صورت هايي مختلف به دور خود مي چرخند. اين چرخش هاي متقارن و غير متقارن از اثر نيروي جاذبه به خصوص در قطب هاي سياه چاله كه در اثر دوران حول محور خود ايجاد شده است به طور چشم گيري مي كاهد و در بسياري از موارد از تشكيل حفره هاي كشنده ي ماده در دو قطب خود جلو گيري ميكند. اين حركت ها احتمالا اغلب در سياه چاله هاي كوچك و ستاره هاي نوتروني بايد وجود داشته باشد . اين نوع حركت باعث مي شود امواج گسيلي در تلسكوپ هاي راديويي بصورت روشن و خاموش با تناوب بسيار منظمي ثبت شوند.

اما برخي سياه چاله هاي فوق سنگين نيز در مركز برخي كهكشان ها با وجود مقدار زياد ماده و گاز در اطراف انها چندان فعال به نظر نمي رسند. يكي از علل اساس دوران كند اين سياه چاله ها مي تواند باشد . چون دوران سريع باعث پرتاب برخي مواد به بيرون شده اطراف سياه چاله را داغ مي كند كه در ان شرايط امواج حرارتي و نيز اشعه ي ايكس به طور شديدي از اطراف سياه چاله ساطع مي شود. در نبود دوران سريع اجرام به ارامي به داخل سقوط كرده و فرار ذرات از داخل به كمترين مقدار مي رسد. اما با توجه به اينكه در اطراف اين سياه چاله ها برخي اجرام ديگر مثل ستارگان بزرگ و سياه چاله هاي كوچك و ستارگان نوتروني نيز حضور دارند. اين اجرام نيز مي مي توانند از گزينه هاي مناسب براي اين امر باشن د. براي مثال همين سياه چاله ي بزرگ را در نظر بگيريد . اگر در اطراف ان چند سياه چاله ي ريز و درشت ديگر را نيز قرار دهيم اوضاع كمي فرق خواهد كرد. تمام گازهايي كه به طرف مركز حركت ميكنند در راه حركت توسط اين سياه چاله ها بلعيده شده و عملا مقدار اندكي ماده وارد سياه چاله ي مادر مي شود در نتيجه اين سياه چاله نمي تواند انرژي قابل توجهي را از خود ازاد كند.

منبع : هوپا

 
 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 17:29  توسط پیام  | 

نانوفناوری و پدیده های فیزیکی




حتماً تاکنون پیش آمده است که سنگی را به درون دریاچه ای مملو از آب پرتاب کرده یا انداخته باشید.

بیایید امتحان کنیم. لیوانی را پر از آب کنید و روی میز قرار دهید. حال تیله ای را به آرامی درون آب بیندازید. ملاحظه می کنید که تیله در هنگام برخورد با سطح آب سبب پاشیده شدن آب به اطراف می شود. به عبارتی، تیله با ایجاد صدای «پولوپ» آب را می شکافد و وارد آن می شود. دوباره این کار را با جسمی دیگر امتحان کنید. خواهید دید که شکل پاشیده شدن آب به اطراف متفاوت خواهد بود؛ و حتی اگر با دوربینی حرفه ای از این صحنه ها فیلمبرداری کنید، متوجه خواهید شد که حتی دو شیء یکسان و هم وزن و همجنس را نمی توانید پیدا کنید که به طور یکسان آب را به اطراف پراکنده سازند.

دانشمندان دانشگاه «کلودبرنارد لئون» در فرانسه در خصوص این پدیده پیچیده مطالعاتی انجام داده اند. آنها در پی یافتن پاسخ این سؤال اند که چرا حتی در حالتی که دو گوی هم اندازه و همشکل و همجنس باشند، باز هم شکل پاشیده شده آب متفاوت است. آنها دریافتند که رفتار ملکولی سطح گویها – اینکه آنها آب را جذب یا دفع می کنند - متفاوت است.

این گروه تحقیقاتی آزمایش را با گویهایی از جنس آلومینیوم و فولاد و شیشه تکرار کردند تا گویی را پیدا کنند که بیشترین خاصیت آبدوستی را داشته باشد. پس از انتخاب گوی مناسب (گوی شیشه ای)، گوی را با پراکسید ئیدروژن و اسید سولفوریک و الکل تمیز کردند و آزمایش را انجام دادند. در این حالت، گلوله به آرامی درون آب افتاد و سپس گوی یکسان دیگری را با کمک نانو لایه ای از ماده آبگریز به نام «سیلان» که تنها به اندازه یک ملکول ضخامت داشت پوشش دادند و آزمایش را تکرار کردند. در این حالت، گوی در هنگام برخورد بشدت آب را به اطراف پاشید. آنها علت این اختلاف را این گونه شرح می دهند: ملکولهای آبگریز سبب می شوند تا هنگام باز شدن ملکولهای آب از یکدیگر حباب هوا ایجاد شود که سبب پاشیده شدن آب به اطراف می شود؛ در حالی که ملکولهای آبدوست شیشه سبب می شوند تا حباب هوا بین سطح ملکولهای شیشه و ملکولهای آب ایجاد نشود. بنابر این، گوی به آرامی و بدون پاشیدن آب به اطراف وارد آب می شود. بنابر این، نانولایه از ایجاد حباب هوا جلوگیری می کند.

یافته های این گروه آزمایشی ثابت می کند که در کاستن از شدت پاشش آب به اطراف عامل سرعت نیز ممکن است مؤثر باشد؛ به گونه ای که هر چه سرعت ورود جسم به آب بیشتر باشد فرصت کمتری برای ایجاد حباب هوا و در نتیجه پاشیده شدن آب به اطراف وجود خواهد داشت.

خوب حالا که دلیل آن را متوجه شدیم، بیایید این کار را با اجسام مختلف امتحان کنیم. فراموش نکنیم که هر چه ملکولهای جسم آبگریزتر باشد آب بیشتری به اطراف پخش می شود.

 مواظب باشید خیس نشوید.

برداشتی از: مجله Nature Physics،




+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 17:24  توسط پیام  | 

خاطره یک آزاده

یکی از زیباترین خاطرات آزاده عزیز منصور ناصر شریعتی

گلوله ای به بازوی راست و ترکش به ران پای راستم اصابت کرده و نیمی از بدنم عملا از کار افتاده بود .طوری که سنگینی جسمم را با نیم دیگرم می کشیدم .از زخمهایم مدام خون می ریخت و بی اندازه درد داشتم  از طرفی مرا در اتاقی حبس کرده بودند که چهار دیوارش بسته بود و هیچ روزنه ای برای تماس با بیرون نداشت .یک توالت فرنگی و یک دوش حمام در پایین اتاق بود.

اولین چیزی که به ذهنم رسید خواندن نماز بود. آن روز بعد از ظهر دوشنبه از وزارت دفاع به طرف زندان حرکت کردیم به همین دلیل خوب می دانستم که غروب شده و موقع نماز مغرب و عشا بود . اما قبله را بلد نبودم. به ذهنخود فشار آوردم و سمتی را که در وزارت دفاع رو به قبله می ایستادیم شاخص قرار دادم و با براوردی تقریبی رو به همان جهت ایستادم.وقتی در باره مشکلاتی چون وضو مهر و قبله فکر می کردم به این نتایج می رسیدم که اولا هر قطره خون رزمنده باعث پاکی و طهارت اوست پس با خون خودم وضو می گیرم ثانیا به حکم اینکه "همه جا خانه عشق است"رو به قبله از پیش تعیین شده ایستادم و از پشت دست چپم نیز به عنوان مهر استفاده کردم.

آن شب در غربت و تنها یی به چنان حالتی با خدای خود راز ونیاز کردم که هیچ گاه فراموش نخواهم کرد.

                                                    

                                   از کتاب نماز در اسارت(فریده هادیان-اکرم ارجح)

دفتر ادبیات و هنر مقاومت

خیلی از آزادگان
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 12:4  توسط پیام  | 

نماز

غروب دلگیر شروع شده کم کم روشنایی روز را تاریکی شب فرا می گیرد.صدای دلنواز اذان از بلند گوی گلدسته های مسجد به گوش می رسد .الله اکبر       الله اکبر                                                                                              

ترا به سوی نماز می خواند        حی علی الصلوه                                                                                       

روح و جسم خسته از تلاش و کوشش تشنه است  صدای اذان روحت را نوازش می دهد ترا برای یک مدت کوتاه دست از فکر کردن کار کردن باز می داردوبرای رسیدن به آرامش و اطمینان دل فرا می خواند.نیاز و تشنگی روحت را یاداوری می کند .

عزیز من نیت کن همانطور که برای شروع هر کاری هدف ونیتی داری تکبیر پاک بگو حمد و سوره را باتفکر و تامل بخوان رکوع را با تواضع وخشوع انجام بده سجده را در حال تضرع و زاری به جا بیاور تشهد را با قلبی پر از امید زمزمه کن و نماز را با اخلاص تمام سلام کن.

تو می توانی نمازی عبادتی به این زیبایی بر پا کنی بله تو هم می توانی مثل آن عارف  که سالها سعی کرده و به مقام والای عرفان رسیده نماز زیبایی بخوانی - در حالیکه کعبه راپیش رویت مجسم می کنی و خود را در برابرخدای بی نیاز حس می کنی بهترین و زیباترین نماز را بجا بیاوری.

آدمی همانگونه که به راحتی از دیدن یک صحنه زیبا یا خوردن غذای مطبوع لذت می برد به همان آسانی نمی تواند از خواندن نماز لذت ببرد.برای رسیدن به لذت معنوی نماز کوشش همراه با اخلاص لازم است.

ای عزیز اگر می خواهی چشمه های دانش از درونت به جوشش در آید و به آگاهی ایمان برسی خودت را عاشقانه و خالصانه در گرو عبادت و نیایش خدا قرار بده و نماز را از سر نیاز بخوان.

بزرگان دین و اولیای خدا که به مراتب کمال راه یافته اند از سر سوز و درد عاشقانه نماز را در آغوش می کشیدند و یک لحظه راز و نیاز با معبود را با عالم مقایسه نمی کردند

ای عزیز در هر نماز که رو به خالق داری مجاهدتی بس دشوار را بر دوش می کشی یعنی هر نماز که اقامه می کنی با مجاهده ی در راه خدا با جان و مال برابری می کند

در روایتی آمده است عمر همیشه با رسول خدا منازعه داشت که نماز چگونه بهتر از جهاد است با اینکه در جهاد انسان از جان و مال و فرزند می گذرد.

پیامبر(ص) در جواب عمر می گفت: هر کس در جهاد کشته شود یک مرتبه کشته شده و به بهشت می رود اما برای اینکه نماز قبول شود باید همیشه با اخلاص و حضور قلب و مجاهدت بر پا شود .از این سخن پیامبر(ص) معلوم می شود که نماز بهترین عمل است وهیچ عبادت وعملی برتر از نماز نیست به  این علت  است که همواره در اذان واقامه تکرار می کنیم    حی علی خیرالعمل  

در حدیثی دیگر آمده که امیر مومنان علی علیه السلام به کمیل می فرماید :ای کمیل مهم این نیست که نماز بخوانی و روزه بگیری و یا در راه خدا انفاق کنی  مهم این است که نماز و دیگر اعمال را با قلبی پاک و به صورتی شایسته و خاشعانه در پیشگاه خداوند انجام بدهی .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 11:44  توسط پیام  | 

شیخ محمود شبستری

به نام آنکه جان را فکرت آموخت           چراغ دل به نور جان بر افروخت

ز فضلش هر دو عالم گشت روشن           ز فیضش خاک آدم گشت گلشن

 شیخ محمود شبستری

نگاهی به زندگی شبستری

   در مرور زندگینامه های آدمیان به شوریده سرانی بر می خوریم که به آتش شور وشوق جوانی برافروخته و سوخته و خاموش شده اند در میان متفکران ایرانی شهاب الدین سهروردی – عین القضات همدانی و شبستری از این دسته اند.

   از زندگانی سعدالدین محمود بن عبدالکریم بن یحیی شبستری چندان اطلاعی در دست نیست از بررسی و مقایسه اطلاعات پراکنده و ناتمام با مطالبی که در آثار خود شبستری منعکس است به نکاتی بر می خوریم که گوشه هایی از زندگی و محیط اجتماعی اورا روشن می سازد .

   شیخ محمد لاهیجی،در شرح گلشن راز می گوید:نام شیخ بزرگوار، مولانا سعد الدین محمود شبستری بوده و شبستر موضعی است در هشت فرسنگی شهر تبریز، و مدفن و مولدشان همان جاست.(شرح گلشن راز ص 721، 1337 )

 پدر او "کریم" نام داشته. خود وی در مقدمه منظومه سعادت نامه، نام خود و پدرش را اینچنین بیان کرده است:

چونکه دیدم در او سعادت تام/کردمش نامه سعادت نام

بود و باشد به طالع مسعود/ابتدا سعد و عاقبت محمود

ای که کرده ای در این کتاب نظر/به دعایی مرا به یاد آور

که بر ابن کریم رحمت باد/حشر او با مهین امت باد

   شیخ در سال 687 هجری شمسی در شبستر  بدنیا آمد ، و در عهد سلطان محمد خدابنده و ابو سعید بهادرخان، در شهر تبریز، مرجع علما و فضلا بود

    در روزگار شیخ شبستری تبریز و ولایت آذربایجان از مراکز مهم فرهنگی در جهان اسلام بود و سنت عرفانی بسیار عمیق و دیرینه ای در آن دیار وجود داشت. شبستری تحت نظارت استادان این منطقه پرورش یافت و با دقائق و ظرائف عرفان و تصوف آشنا شد. این آموزش ها همراه با مشاهدات و مراقبات بعدی وی باعث شد تا در عرفان، فلسفه، حدیث و فقه ،مقامی رفیع بدست آورد. شیخ علاوه بر تجربیات شخصی در سفر های فراوان خود به این سوی و آن سوی جهان اسلام با عرفا و متصوفه روزگار خود آشنا می شد و از مصاحبت آن ها بهره می گرفت. خود او در این باب چنین می گوید:

مدتـــــی من زعمـــر خویش مدید                      صــــــرف کردم به دانــــش توحیـــــد

در سفـرها به مصر و شام و حجاز                     کردم ای دوست روز و شب تک و تاز

سال و مه هم چو دهر می گشتم                         ده ده و شهــر شهـــــر م--ی گشتــم

علمـــــا و مشـــــــایخ ایـن فــــــن                   بس کــــه دیـــدم به هر نـــواحی من

جمـــــع کردم بســی کلام غــریب                     کردم آنگــــــــــه مصنفــــــات عجیـب

   از میان استادان شبستری، در منظومه سعادت نامه به شیخ امین الدین اشاره شده است و در وصف او آمده که:

شیخ و استاد من امین الدین/دادی الحق جواب های چنین

من ندیدم دگر چنان استاد/کآفرین بر روان پاکش باد

   ظاهرا" مراد از امین الدین، مولانا امین الدین باله است که از مشایخ تبریز بوده و چنان علاقه ای به فتوحات مکیه و فصوص الحکم ابن عربی داشته و آنچنان بر دقائق آن ها آگاهی داشته که شیخ ما پرسش های خود در مورد آثار ابن عربی را با او مطرح می کرده است.

    استاد دیگر شبستری بهاء الدین یعقوب تبریزی است که گویا با یکدیگر به حج هم مشرف شده بودند. مزار بهاءالدین یعقوب در کنار مزار شبستری است و هر دو در شبستر اوقات را به تدبرو تامل می گذرانده اند.

   شبستری در سفری که به کرمان داشتند در آنجا تأهل اختیار کردند ،فرزندان ایشان، اهل قلم و کمال بوده و به خواجگان شهرت یافته اند از جمله عبدالله که جوانی فاضل ، کامل و ماهر در علوم مختلف بخصوص ریاضی بود.

   مجموعه فضایل شیخ محمود شبستری برای او شهرت فراوانی همراه آورد و باعث شد مردم روزگارش نسبت به او ارادت زیادی پیدا کنند. برخی در درس های او شرکت می کرده و از سخنان او بهره مند می شدند و شیخ نیز از این مجالس درس به نیکی یاد کرده است. اما در مجموع باید گفت که شبستری از شهرت دوری می جست و مرد دین و عمل را کسی می دانست که چراغ دل را روشن کند نه اینکه به دنبال منافع دنیوی باشد. بر اساس همین اعتقاد و رویه زندگی است که از صوفیان زمانه انتقاد می کرد و می گفت آن ها به نام تصوف سعی در بر آوردن سود و فایده دنیایی خود دارند ؛ ریا کاری می کنند و لاف می زنند و گزافه می گویند. بر خلاف این نااهلان وادی تصوف، انسان واقعی آشنا با حق و حقیقت است و بر شهوات خود لجام می زند. مردم فریبی نمی کند و دچار انحطاط اخلاقی نمی شود. از اشارات و اشعار بی پرده شیخ شبستری در رسوا کردن اهل تزویر در می یابیم که قضات و فقها در عصر او به نا بکاری و فساد کشیده شده بودند و آلودگی های اخلاقی و رذیلت های نفسانی جا را بر فضایل تنگ کرده بوده است.

    شبستری سرانجام به تبریز بازگشته و طبق اکثر روایات،  در سال 720 در سن 33 سالگی وفات یافته و در شبستر وسط باغچه گلشن در جوار مزار استادش بهاالدین یعقوبی تبریزی مدفون شده است. بعضی شواهد سال مرگ وی را درسال  740 نشان داده است. و با توجه به تجدید عمارتهای مکرر مقبره شبستری احتمال آن داده شده که تاریخ فوت نوشته شده در مزارش تغییر کرده باشد. وی پیرو مذهب سنت و معتقد به عقاید اشعریان بوده است.همچنانکه اشاره شد مزار او در محل ولادتش، شبستر واقع و زیارتگاه مشتاقان و اهل معرفت است.

 

*  *  *  *  *  *  *

 

آثار شیخ محمود شبستری

   می دانیم که یک متفکر علی رغم مرگ ظاهری، به دو چیز زنده می ماند: یکی به شاگردان خوب و برجسته اش و دیگری به آثار ارزشمند و ماندگارش. شیخ محمود شبستری علاوه بر تربیت شاگردان و وعظ و تعلیم در مجالس به امر تالیف نیز اهتمام داشته و چون از ذوف ادبی نیز بر خوردار بوده توانسته برخی از مهمترین مضامین عرفانی یا فلسفی را در قالب شعر ارائه کند.

یکی از آثار شبستری " حق البقین فی معرفه رب العالمین " است. این کتاب یک مقدمه و هشت باب دارد و هر بابی از آن مشتمل بر حقایق و دقایق و لطایف است. در این کتاب، نقل و عقل و ذوق به بهترین شکل در کنار هم قرار گرفته اند تا لطایف حکمت الهی به خوبی تبیین شوند.

" مرآت المحققین " اثر دیگر شبستری، رساله مختصری است در بیان معرفت نفس و علم خداشناسی و شناختن آیات بینات او در عالم آفاق وانفس. این کتاب که در قالب یک مقدمه و هفت باب تنظیم شده، شامل آراء الهی وطبیعی مشائیان است که طبق سنت فلسفی در جهان اسلام با برخی افکار نو افلاطونی و نو فیثاغورثی همراه شده است.

"سعادت نامه" شیخ محمود شبستری اثری است به نظم در مورد بحث های کلامی. در این کتاب عقاید کلامی فرق گوناگونی مطرح و بررسی شده اند. در اثنای این بررسی ها شیخ در موارد زیادی به آیات و احادیث استناد می کند و از آنها در مسیر بحث کمک می گیرد. گویا قرار بوده است این منظومه در هشت باب سروده شود اما به علت نا معلومی در پایان باب چهارم به اتمام می رسد و ادامه نمی یابد. در این منظومه انتقادات فراوانی به اهل ظاهر صورت می گیرد و حالات و سخنان برخی عرفای قرن ششم و هفتم تبریز ذکر می شود.

    اما مهمترین اثر شیخ محمود شبستری، "گلشن راز"  است. این منظومه حاوی بحث های دقیق عرفانی و فلسفی است شیخ در 24 سالگی بصورت شعر به سئوالات منظوم فلسفی امیر حسینی هروی خراسانی پاسخ می دهد و دریایی از معارف عرفانی فلسفی را برمی گشاید گلشن راز 999 بیت در قالب عروضی هزج مسدس محذوف سروده شده است. اززمان وی تاکنون 50 شرح فارسی بر این کتاب نوشته شده است. وبرخی به زبان های مختلف دنیا ترجمه و چاپ شده اند.

     امیر حسینی هروی یکی از مشایخ خراسان بوده که به مکتب عرفانی سهروردیه تعلق خاطر داشته و به همین دلیل زهدورزی و عرفان را در کنار هم قرار می داده است. توضیح اینکه شهاب الدین عمر سهروردی که مهمترین شخصیت مکتب سهروردیه بوده، جزء صوفیان متشرع و زاهدی محسوب می شود که سعی در آمیختن و سازگار ساختن عرفان و تصوف  با  زهد و رعایت آداب شرعی داشته است. هروی به چنین مکتب عرفانی ای تعلق داشت. وی سوالات منظومش را نزد مشایخ معروف زمانه به خصوص در تبریز فرستاد و در آن ها مشکلات نظری مسائل عرفانی را مطرح کرد. در پاسخ به او ظاهرا" پاسخ های گوناگون نگاشته شد اما آنکه از همه شهرت بیشتری یافت و امروزه نیز اهمیت به سزایی دارد پاسخ شیخ محمود شبستری است:

"هیچ یک مطبوع طبع شریف [هروی] نمی شود الا از شیخ محمود."(روضه اطهار ص 152 )

   البته گفته اند که شیخ ابتدا از نوشتن پاسخ خودداری می کرد اما اصرار حاضران و مصاحبان موجب شد تا او پاسخی کوتاه برای هروی بفرستد. بعد ها وی به تکمیل جواب هایش پرداخت و گلشن راز را سرود.

پی آن تا شود روشن تر اسرار/در آمد طوطی نطقم به گفتار

به عون و فضل و توفیق خداوند/بگفتم جمله را در ساعتی چند

دل از حضرت چو نام نامه در خواست /جواب آمد به دل کاین گلشن ماست

چو حضرت کرد نام نامه گلشن /شود زو چشم دل ها جمله روشن

از آن گلشن گرفتم شمه ای باز/نهادم نام آن را گلشن راز

    گلشن راز را در کنار یک کتاب ادبی می توان کتاب فلسفی – عرفانی –ریاضی – هیئت و نجوم – فیزیک و . . . نامید با تعمق در ابیات شیخ می توان ملاحظه کرد که شیخ لااقل 1000 سال از زمانه اش پیش بود چرا که بعداز  700  سال اشعار وی در قالب فرضیه و تئوری، نه تجربی به جهان معرفی می گردد،  آنهم توسط دانشمندانی چون گالیله – آیزاک نیوتون – آلبرت اینشتاین ویا پروفسور  حسابی . شیخ در این کتاب صرفا" به سئوالات هروی خراسانی پاسخ می دهد ودر محدوده سئوالاتش ، دریایی از حقایق به روی جهان بر می گشاید . حال اگر هر آنچه داشت عرضه می کرد ،یقینا" بسیار گسترده تر از این مسائل بود .لذا از کنار ابیاتی مانند زیر نباید براحتی گذر کرد و جادارد دانشمندان روی ظرایف ، دقایق ، ایما و اشارات این اشعار شیخ بیشتر دقت کنند تا شاید به فرضیه ها و نظریه های جدیدی برسند .

گــر ایـــن ذره را دل برشــکافی            برون آیـــد از او صد بحـر صافی     ( بحث اتم  )

دل هــر حبه ای صد خرمن آمـد              جهــــانی در دل یـک ارزن آمـد                       "       "

اگــر یک ذره را برگیــری از جـای         خـــلل یابد همه عالم سرا پای ( قانون جاذبه اجرام سماوی نیوتن )

به هر روز وشبی این چرخ اعظم            کنــــد دوری تمــــام گرد عالــم       (حرکت زمین و ثبات خورشید گالیله)

وز او افــلاک دیگر هم برآن سان           به چرخ اندر همی باشند گردان              "            "           "       "

تو مغــــز عالمـــــی زان درمیانی         بدان خود را که تو جان جهــانی        ( نظریه بی نهایت پروفسور حسابی)

      علامه محمد تقی جعفری رحمه الله می گوید: روزی در آزمایشگاه پروفسور حسابی با ایشان نشسته بودم از وی خواستم نظریه بی نهایت ها را برایم توضیح دهد . پس از توضیح گفتم،این که 700 سال پیش توسط شیخ محمود شبستری ارائه شده است و بیت تو مغز عالمی  . . .   را برایشان خواندم ، دکتر حسابی آنقدر به وجد آمده بود که آنرا سریعا" نوشت و تا آخر عمر در سر در آزمایشگاهش نصب نمود.

    گلشن راز کتابی است موجز و مختصر و همان طور که گفته شد، چندین شرح بر آن نوشته شده است. مشهورترین این شروح از آن شیخ شمس الدین محمد لاهیجی است که خود از بزرگان تصوف و از مشایخ سلسه نوربخشیه است.

_بخش اول گلشن راز در باب تعریف تفکر است و شیخ شبستری به این سوال هروی پاسخ می گوید:

نخست از فکر خویشم در تحیر/چه چیزاست آنکه گویندش تفکر؟

پاسخ های شبستری چه در این بخش و چه در بخش های بعد با استفاده از یک تمثیل مطرح می شود. در اینجا پاسخ چنین آغاز می شود:

تفکر، رفتن از باطل سوی حق/به جزو اندر بدیدن کل مطلق

2_در باره تفکر روا و تفکر نارواست و چنین مطرح می شود:

کدامین فکر ما را شرط راه است ؟/چرا گه طاعت و گاهی گناه است ؟

و شیخ با استفاده از سه تمثیل و چهار قاعده به سوال پاسخ می گوید.

دیگر پرسش های هروی به این ترتیب مطرح می شوند:

3_معنای "من" چیست؟

که باشم من؟ مرا از من خبر کن/چه معنی دارد اندر خود سفر کن

4- مفهوم، مراحل و نهایت "سیر و سلوک" چیست؟

مسافر چون بود؟ رهرو کدام است؟/که را گویم که او مرد تمام است؟

5_عارف کیست و معرفت چیست؟

که شد از سر وحدت واقف آخر؟/شناسای چه آمد عارف آخر؟

6- هدف از تحصیل علم چیست؟

اگر معروف و عارف ذات پاک است/چه سودا بر سر این مشت خاک است

7- راز کشف اسرار چیست؟

کدامین نقطه را نطق است، انا الحق؟/چه گویی، هرزه ای بود آن رمز مطلق

8- معنای وصال حق چیست؟

چرا مخلوق را گویند واصل؟/سلوک و سیر او چون گشت حاصل؟

9- حدیث قرب و بعد چیست؟

وصال ممکن و واجب به هم چیست؟/حدیث قرب و بعد و بیش و کم چیست؟

10- ره آورد دریای هستی چیست؟

چه بحر است آنکه نطقش ساحل آمد؟/ز قعر او چه گوهر حاصل آمد؟

11- جزو  فزون تراز کل چیست؟

چه جزو است آنکه او از کل فزون است؟/طریق جستن آن جزو چون است؟

12- نسبت قدیم و محدث چیست؟

قدیم و محدث از هم چون جدا شد؟/که این عالم شد آن دیگر خدا شد؟

13- معنای چشم و لب و رخ و زلف و خط و خال چیست؟

چه خواهد مرد معنی زان عبارت/که سوی چشم و لب دارد اشارت؟

چه جوید از رخ و زلف و خط و خال/کسی کاندر مقامات است و احوال؟

14- مفهوم شراب و شمع و شاهد و خراباتی شدن چیست؟

شراب و شمع و شاهد را چه معنی است؟/خراباتی شدن آخر چه دعوی است؟

15- حقیقت بت و زنار و ترسایی و ترسابچه چیست؟

بت و زنار و ترسایی در این کوی/همه کفر است، وگرنه چیست بر گوی

 

 

منابع:

شبخ محمود شبستری، صمد موحد، انتشارات طرح نو، چاپ اول، 1376

مجموعه آثار شبخ محمود شبستری ، به اهتمام صمد موحد، انتشارات طهوری

مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز،شیخ محمد لاهیجی،انتشارات سعدی

www.yashimisho.com    

www.yoohanna.blogfa.com


 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 20:49  توسط پیام  | 

می خواهم بنویسم

چشم باز و بیان ساده ، باید نگاه کرد و دید ، شنید و فهمید،آانگاه دیده و فهمیده راآسان گفت و نوشت، یکی دنیا را می گردد و توشه نمی گیرد، دیگری از گردش و نگاه دراطرا ف خود یک دنیا گقتنی می اورد. آ ن یکی ندیده و نفهمیده  گذشته ، و این دیگری برای دیدن و فهمیدن نگاه کرده و شنیده استٌٌٌ

به دقت در چیز ها بنگرید ٌو هر چه در چشمتان بیاید بی کم و بیش بنویسید، در بند لفظ نباشید دنیا را ، اتاق را، کلاس را چنان شرح دهید که خواننده بتواند دو باره آن را به همان صورت که دیده اید مجسم کند .

همین که بدید ن خو گرفتید و یقین کردید که چشمتان ندیده نمی گذارد، گوش را بکار وا دارید، با توجه بشنوید. بخاطر بسپارید و بی زیاد و کم روی کاغذ بیاورید.

بعد از اینکه حافظه به گرفتن و پس دادن ،و قلم به روان رفتن عادت کرد به اندیشه بپردازید.دیده خود را بسنجید ، سلیقه بخرج دهید،با ذوق آنرا بیارایید.

نه تنها ظاهر آن را ،بلکه درون آنرا بشکافید.در باره آن فکر کنید ، به آن روح دهید.

تاکید می کتم ،بنویس ، پاک کن ، پاره کن و دوباره بنویس.طوری آنها را پردازش کن وروی کاغذ بیاور که اثر گذار باشد.

در واژگان به صورت نوشتاری جلوه ای بده ، زیبایش کن،  روح به ان  بده،تا دلنشین شود .خودت هم از نوشتن لذت می بری ، به کتابها نوشته ها، گفته ها عشق می ورزی و گذشت زمان را حس نمی کنی.

گاهی نوشته هایتانرا به حال خودشان بگذارید تا خاطره نگارش اولیه آنها از ذهنتان محو شود، در این شرایط اگر بار دیگر نگاهی به این مطالب بیاندازید آنها را به صورت دیگری احساس می کنید وبابینشی نوتغییرا ت و اصلاحات جدیدی رابر روی آنها اعمال می کیند.گاه حتی گذریک شب از نوشته ات باعث می شود تا از این روش به نتایج مهمی برسی. در این صورت با حذف برخی از قسمتها ، تصیح بعضی از مطالب بسط و گسترش قسمتهای دیگر به یک سری خلاقیتهای ذهنی می رسید که در وحله اول این ابداعات ممکن نبود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 14:26  توسط پیام  | 

صفرایی هستید یا سودایی

صفرایی هستید یا سودایی

تجربه ساده ما گرم بودن سرد بودن هوای پیرامون ماست ا ین تغییرات بیرونی ما را به سوی تدبیر می کشاند یعنی در تابستان می کوشیم از افتاب پرهیز کنیم و به سایه برویم و اشامیدنی های خنک بنوشیم و کمتر بخوریم و بپوشیم و نیز اموختیم حمام که میگیریم پس از ان تن و موهایمان را خشک کنیم تا سرما نخوریم گرما و سرما وخشگی و رطوبت چهار رکن اساسی پزشکی کهن است و فصول چهار گانه سال ترکیبی از این چهار عامل است و بدن ما هم خالی از این چهار رکن نیست

اگر دقت کنیم بقای شخص به چند عامل اساسی محیطی بستگی دارد 0 هوا .اب غذا وانرژی . غذااز خاک به دست می اید  خاک  انرژی خود را از خورشید می گیرد . پس فتو سنتز 0(نور ساخت )حاصل همکاری خاک وخورشید است که به کمک هوا و اب غذای جانداران و از جمله بشر را فراهم می اورد افزایش و کاهش دما و نیز تغییرات افزایشی وکاهشی اب وهوا وخاک ( منطقه سکونت )انواع و اقسام بیماری را پدید می اورد از این رو تدبیری اندیشیدن و افراد را بنا به ساختار بدنی و فصول را بنا به حرارت و سردی وتری وخشکی به درجاتی کردند .انان(9)9مزاج با سرشت برای بشر قایل شده اند و چهار فصل برای محیط پیرامون رده بندی کردند و برای هر کس رژیم غذایی معینی را مشخص کردند که البته در هر فصل تغییر می یابد و رعایت این را از اصول حفظ سلامتی دانستند.

فصل بهار را به خاطر باران و کاهش سرمای زمستان گرم و تر دانستند و معتقد بودند در ان زمان که درختان شکوفه می اورند و گل ها غنچه می کنند طبیعت و سرشت ادمی هم شکوفا می شود از این رو در فصل بهار تناول غذاهای  معتدل و خونساز را توصیه می کردند و غذای سرد و خشک را برای سلامتی زیان اور می دانستند چون اعتقاد داشتند در فصل بهار در بدن خون ساخته می شود .خون کرفتن (خروج خون کهنه )وبه کار بردن مسهل را تجویز می کردند .تا بدن  ازفضولات داخل و خارج رگ ها پاکسازی شود . این فصل برای سودایی مزاجان بهترین فصل است شاید کلمه سودای عشق را شنیده باشید وفصل بهار فصل عاشقان است و سوداویان سودای عشق بیشتری را احساس می کنند .

در فصل تابستان با گرم شدن هوا و کاهش میزان باران  گرمی و خشگی را به مزاج تابستان نسبت می دادندو به همین دلیل سفارش می کردند چون تن ما از این گرما و خشکی تاتیر می گیرد مصرف غذاهای گرم و خشک را محدود کنیم خوردن خوردنیهای چون  خیار و کاهو ودوغ و ماست ترش و پرهیز از غذاهای غلیظ و چرب و نیز پرهیز از خوردن گوشت قرمز و ادویه تند را مفید می دانستند فصل تا بستان بهترین فصل برای بلغمی مزاجان به شمار می اید و از ان سو صفرا وی مزاجان در این فصل از حال طبیعی بسیار منحرف می شوند .و خشمگین تر و کم اشتها تر از دیگر فصول هستند  چون تابستان گرم و خشگ است پس گرمی و حشگی بتوان دو میرسد . با کاهش دما وکاهش یافتن خشکی هواکه به سبب باران های مقطعی  به وجود می اید برای پاییز مزاج سردو تر قایل شدند زردشدن و سپس ریزش برگ های درختان را به سرمای پس از خشگی نسبت می دادند و افزایش سرما خوردگی ونزله را هم مثال خوبی از شباهت طبیعت و تن میدانستند  .                                                                                                       

بدانگونه که اسمان بارش اغاز می کرد مغز سرما هم که اسمان تن ماست نزولات خود را به پایین می فرستاد این فصل را صفرا ویان بسیار دوست دارند  و برای بلغمیان بسیار مضر است سفید پوستان مو روشن می دانند در این فصل زکام و سرما خوردگی بسیار به سراغ انها می اید در واقع تلافی دو مزاجی کسان سرد و تر عوارض  جسمانی انان را دو برابر می کند. حکیمان کهن سرد تر شدن هوا و نیز افزایش خشکی(سوز   سرما)و نیز تبدیل باران به تگرگ و برف دلیل سرد بودن هوا در زمستان می دانستند همچنان که اب در زمستان یخ می زند و زمین پر برف می شود . خون هم میل به انجماد پیدا می گند . همچنان که هوا خشگ می شود پوست هم خشک می شود و بیماری هایی هم که بر تن مستولی می شود از نوع بیماری های انجماد ی و انسدادی اندام ها و مجاری است و احتمال بروز فلج و سگته در این فصل بویژه در مناطق سرد سیر که زمستان های سرد و خشکی دارند بیشتر می شود .فصل زمستان برای گرمی مزاجان (دموی ها )فصل لذت بخشی است و سودا ویان از ان ازرده خاطر می شوند هجوم افکار به ذهن های مالیخولیایی در زمستان های سرد و خشک بیشتر است .

بر اساس بنیان های طب کهن طبیعت انسان نیز بر طبق قوانین طبیعت به چهار دسته ساده  گرم تر خشک سرد و چهار دسته ترکیبی  گرم و تر  گرم  و خشگ سرد و تر سرد و خشگ و یک نوع معتدل و به طور کلی در همه جا به سرشت یا مزاج تقسیم می شود و هر کس دارای یکی از این مزاج ها خواهد بود البته معتدل مطلق را در طبیعت غیر ممکن می دانستندو به اعتدال نسبی معتقد  بودند .با دانستن نوع مزاج خود و نیز مزاج فصل نوع رژیم غذایی را تعیین می کردند و در عین حال منطقه جغرافیایی زیستگاه را هم در نظر داشتند یعنی بر ایند یا حاصلضرب سه عامل مزاج شخصی مزاج فصل و مزاج زیستن را سبب سلامتی یا بیماری تلقی می کردند . اگر به غذا و نوشیدنی خود دفت کنیم می توانیم هم به سلامت بودن ماده غذایی و هم تازه گی و کهنه گی و هم اشتها داشتن یا نداشتن به ان و نیاز بدن خود توجه کنیم

از کجا بدانیم چه مزاجی داریم ؟    

مزاج گرم- پوست در لمس گرم است سیاه بودن مو تیره کی رنگ بدن بسیاری مو فربهی رشد و نمو سریع لاغر و ترکه ای بودن از دیکر علایم است رگهای بدن ظاهر وپدیدارند حرکات انان سریع است  بی باکند وکم خواب .                                                                         

مزاج سرد- در لمس کردن پوست سرد بودن بوری مو  رشد و نمو اهسته و از جمله مو ها از نشانه های ان است .در کارها ی روزانه کند هستند نیروی جنسی کمی دارند و میل به غذای انها اندک و خوابیدن بسیار است .

مزاج تر-  احساس نرمی هنگام لمس پوست  و افزایش چربی وگوشت بدن کمی مو صاف بودن مو گوشت بدنشان سست وپر خوابند استخوان هایشان کم توان است .اعصاب انان کارایی طبیعی را ندارد و هوش زیادی ندارند.                                                                                     

مزاج خشک - احساس زبری هنگام لمس کردن پوست  سرعت نموفراوان مو  پوست ضخیم بدن  شکیبایی در سختی و رنج های جسمانی  لاغری و استحکام استخوان بندی از مشخصه های انان است .                                      

مزاج گرم و تر (خون)- دهان دره زیاد خون امدن از لثه ها شیرینی دهان  کدورت حواس جوش زدن زیاد پوست و مخاط دهان  سنگین شدن سر  قرمزی زبان و پوست  خارش زیاد  سرخی چشمان نشانه ان است

مزاج گرم و خشک (صفراوی )- زرد شدن رنگ پوست و چشم  زود خشمی زبری پوست و زبان تشنگی بسیار کم اشتهایی تلخی دهان بویژه پس از خواب از علایم صفراوی بودن صاحب مزاج است .                                                                                                               

 

مزاج سرد و تر (بلغمی )- پوست سفید اب امدن از گوشه دهان بویژه هنگام خواب سستی و بی حالی نرمی پوست کم تشنگی پر خوابی  کند فهمی سوءهاضمه اروغ ترش زیاد زدن و چهره پف الود نشانه بلغمی بودن ان خواهد بود.     

مزاج سرد و خشک ( سوداوی)- افکار و خیالات فراوان لاغری و کشیدگی اندام و چهره افسردگی انزوا طلبی پر مویی چروکیدگی پوست اشتهای پیوسته ولی بی میل به غذا و ادرار تیره و سیاه رنگ  نشانه سوداوی بودن صاحب این مزاج است .

پزشکان گذشته معتقد بودند چهار فصل با چهار ماده در بدن ما منطبق است این چهار ماده خون-  سودا- صفرا و بلغم است . برای هر یک از این چهار خلط اندامی قایل بودند می گفتند جایگاه خون در رگها است و مخزن ان کبد است . سودا ته نشین خون است وجای ان طحال است و صفرا کفک خون است و محل ان کیسه صفرا است و بلغم را خون نیمه پخته ای می دانستند که به هنگام ضرورت بدن پختگی می یابد و به خون تبدیل می شود و در بدن جایگاه خاصی برای ان متصور نبودند می گفتندممکن است یک یا دوتا از این خلط افزایش پیدا کند و بسیاری بیماری ها را از بر هم خوردن تعادل این چهار ماده می دانستند و کسانی که در بدن انها سودا غالب است مانند سرزمینی هستند که سرمای خشک بر ان غالب است .افراد این گروه افسرده و اندوهگین و پیوسته فکور هستند و همان انحماد حاکم بر محیط زمستان در بدن انها غالب است کسانی را که بلغم (سردی)در بدنشان افزایش می یابد با علایم پاییز همانند می کردند یعنی کم حرارت و هم چون فصل پر باران  پاییز پر ترشح هستند اب بینی ودهانشان فراوان است .و همچنان که در فصل پاییز که برگ درختان می ریزند ریزش مو دارند . افراد این گروه ساده اندیش و راحت طلب هستند. کسانی را که گرمی و خشگی بر تنشان غالب است صفراوی مزاج خواندند و همانند فصل تابستان که گرم و خشگ است خلق و خویی حشگ و خشم الود دارند . همچنان که که روز های تابستان بلند است صدایشان بلند است .و همان طور که گندم در تابستان به زردی می گراید چهره صفراییان زرد گونه است.

 و سر انجام افراد گرم و تر را منسوب به خون و فصل بهار کردند که هم چون نامشان خون گرمند و در اجتماع به افراد اجتماعی  موسومند.

اگر شما از افرادی هستید که به یکی از چهار گروه اصلی (دموی بلغمی سوداوی صفراوی ) تعلق دارید با مصرف غذاهای حنثی کننده خلط چیره شده بر بدنتان به اعتدال نزدیک شوید و همسرتان را نیز با این طریق به اعتدال اورید که اگر صاحب فرزند هستید با بهبود وضع مزاجی شما صلح و صفای بیشتری به خانه خواهد امد و فرزندان شاداب و و تندرست تر پرورش خواهند یافت و اگر هم در ارزوی فرزند هستید با  رعایت این دستور ها به باروری حود کمک کرده اید  در جدول زیر با ذکر نوع مزاج غذای مورد نیاز ان مزاج اورده شده است .

رژیم غذایی صفراوی مزاج کاهو چغندر گشنیز خرفه شفتالو الو خربزه شیرین بالنگ شیر غوره ماست ترش سماق انار ترش تمر هندی شیر خشت خیار دوغ کره زرشک ماهی تازه .

رژیم غذایی سوداوی مزاج لوبیا نخود گوشت گوسفند انگور انار شیرین عناب حلوای شیرین  موز انجیرعسل و زرده تخم مرغ و ضمناپخته گیاه انتیمون بسیار برای سوداوی مزاجان سودمند است .

رژیم غذایی بلغمی مزاج گوشت قرمز مصرف ادویه های تند زنجبیل چای نمک پسته  زیره گلپر میخک تره ترتیزک پیاز سیر بادنچان از گیاهان دارویی افسنتین اسطو قودوس توصیه می شود.

رژیم غذایی دموی مزاج(خونی)زالزالک انار ترش و شیرین عدس ماش نان جو کشک الو چه (گوجه سبز )سکنجبین ترشک بلوط ونیزخون دادن در فصل بهار و پاییز را توصیه می کند.

شماری از نا بارور ها در نتیجه اختلال در تغییر مزاج بدن زن و شوهر بوجود می اید که از ان جمله اند:اول گروهی زن وشوهر که هر دوصفراوی مزاجند یعنی طبیعتی گرم و خشگ دارند در این حالت قدرت باروری زن کاهش می یابدو در مردان هم چون حرارت بدن افزایش یافته است ساخت وساز بدن محتل شده و خشکی مزاج هم بدن رابه کویر سوزان مبدل کرده است.این گونه زوجهانسبت به دیگر گروه هاپر خاشگری بیشتری نسبت به هم دارند و اگر هم صاحب فرزندی شوند فرزندانی زرد چهره و لاغر و بیمار گونه دارند که احتمال یرقان پس از تولد در انان زیاد است.   

به انها توصیه می شود از رژیم صفراوی گفته شده سود برند و لبیات ترش میوه هایی چون خیار و کاهو را بیشتر به کار گیرند و بخصوص از خوردن گوشت قرمز و ادویه های تند پرهیز کنند حمام اب سرد بسیار بگیرند و از شیر و چربی و کره استفاده کنند که بتدریج اثار ارامش و تندرستی را احساس خواهند کرد وخلق و خوی شادابی پیدا خواهند کرد. مصرف روزانه یک کیلو گرم کاهو خیارویک لیتر ماست و لبنیات به مدت سه ماه اثار بسیار خوبی بر جای خواهد گذاشت.  ودر خواهید یافت چهره زندگی برای شما که در لین گروه جای دارید تغییر یافته است .

دوم -گروه زنان و شوهرانی که که هر دو بلغمی اند وعلایمشان را هم گفتیم در صد بالایی از عقب ماندگیهای ذهنی و نا زایی زوجهای جوان در این گروه می گنجد .زنانی که در شمال کشور منطقه گیلان و مازندران ونیز مناطق کوهستانی پر باران زندگی می کننددر این دسته جا دارند.

به این گروه بویژه شوهران بلغمی مزاج اکیداتوصیه می کنیم با مصرف غذاهای ضد بلغم باتلاقهای بافتی بدن خود را بخشکانند. این گروه افراد بهتر است خوردنیهای گرم و خشک مانند فلفل را بسیار بکار گیرند.و از خرما و سبزیها استفاده  فراوا ن ببرند.و به جای گوشت مرغ و ماهی از گوشت قرمز استفاده کنند .مصرف لبنیات را محدود کنند و از ترشیها بپرهیزند . استفاده فراوان از افتاب را پیوسته در نظر داشته باشند .با انجام این دستورالعمل  ها از سرما خوردگیهای فراوان و ترشحات بسیار دهان و بینی خلاصی می یابند .کدورت ذهن و عدم اعتماد به نفس کاهش می یابد.سوء هاضمه و قدرت باروری شما افزایش می یابد.و در محیط کار و خانه به موفقیتهابی بیشتری نایل می شوید.و سستی و خواب الودگی به نشاط و شاد ابی تبدیل می شود .

سوم-زنان و مردان سوداویکه هر دو طرف مزاجی خشک و سرد دارند انزوا طلب  و افسرده اند و در محیط کار از موفقیت ها محروم می شوند.و اکثرا از کم رویی و زود رنجی اسیب می بینند واز معاشرت گریزان هستند و در محیط خانه گرمی و نشاط کمی دارند .فرزند دار شدن انهامشکل اسلت و اگر هم صاحب فرزند شدند فرزندان انها کم توان و ضعیف الجثه خشکیده و تکیده و کم خون از انان بوجود می ایدو پیوسته باید به پزشک مراجعه کنند.زنان این گروه کم خون هستند و از کمی شیروضعف جسمانی رنج میبرند که در دراز مدت اگر درمان نشوند به ضعف اعصاب و مالیخولیا و وسواس می انجامد توصیه می کنیم از غذا های سرد و خشک مانند عدس-ماش جگر وبادنجان پرهیز کنند و در عوض از ابگوشت جگر و گوشت قرمز کباب شده استفاده کنند .حلوا ها و شیرینی برایشان بسیار سودمند است .و گوشت قرمز بمراتب برایشان از مرغ بهتر است . دم کردنن گل گاو زبان همراه با سیب و جوشاندن هر دو به مدت 45دقیقه و پس از اماده شدن مصرف با عسل را توصیه می کنیم .انگور و انجیر و خر بزه شیربین راه حل مشکل انها است و در فصل انگور به جای پرهیز می توانند از انگور تازه استفاده کنند.

گروه دیگری از نا زایی ها متعلق به زنان .و شوهرانی است که مزاج زن وشوهر با هم متفاوت است که برای اختصار به سه مورد ان اشاره می کنیم .

اول زنان سوداوی و شوهران بلغمی-                                                                         زنان سوداوی طبع سرد و خشک دارند و دچار کم خونی و ضعف بنیه هستند مردان هم  رطوبت بدنشان بسیار است اما سست و کم تحرکند و هر دوی انان حرارت بدنشان پایین است پس با رعایت رژیم مخصوص باید به اعتدال نزدیک شوند و شوهران با خوردن خوردنی های گرم و خشگ مانند ادویه و زنان با خوردن غذا های گرم و تر مانند کباب و جگر کبابی به کمک بدن خود بشتابند . به این طریق هم به قدرت بدنی خود می افزایند هم اعتماد به نفس انان افزایش می یابد و مردان این گروه از هیکل خوش تراشی بر خوردار می شوند و زنان رنگ و روی تازه ای خواهند یافت و محیط اخلاقی خانه تفاهم بیشتری خواهند  داشت .

دوم زنان صفراوی  و مردان بلغمی یا سوداوی                                                            در این گروه زنان حاکم خانه خواهند بود و تحکم از سوی خانم خانه به شوهر اعمال می شود زنان در این حال از مردان پر تحرک تر وجسور تر می باشند چون سرشت مرد که در حقیقت گرم تر از زنان باید باشد در اینجا درست بر عکس شده است یعنی حرارت بدن مردان سوداوی و بلغمی کاهش یافته و زنان صفراوی از حد طبیعی گرم تر شده اند پس مردان با مصرف غذا های ویژه خود باید حرارت تن خود را بالا ببرند و زنان با مصرف غذا های ضد صفرا می توانند به خوی و خلق زنانه تری دست یابند . چون خانم های صفراوی از همقطاران خود کمتر مورد توجه مردان هستند چون خصیصه مردانه پیدا کرده اند و هم زنان این گروه هستند که رشد مو در صورت و اندامشان بیشتر است نا زایی و نا باروری در این زنان همچنانچه شوهرانی بلغمی یا سودایی داشته باشند فراوان است پس باید رژیم خود را  جدا جدا رعایت کنند.

سوم شوهران سوداوی و زنان بلغمی-قدرت عضلانی و توانایی های جسمانی مردان این گروه کاهش یافته و عمو ما لاغر و کم توانند و از ان سو چون زنان این گروه بلغمی هستند انان نیز دچار رخوت و بی تحرکی هستند. زنان در این خانواده ارام و مطیع هستند ولی در اجتماع و میان اقوام مشکلات اجتماعی دارند گر چه  اختلافات حادی بین این گروه بروز نمی کنند . چون مرد انزوا طلب است و زن بی تفاوت و رام  متاسفانه اگر این گروه هم فرزندی داشته باشند نسلی ضعیف و کم استعدادخواهند بود توصیه مکرر ما رعایت رژیم مخصوص به خود است تا اثار شگفتی اور انرا ملاحظه کنند.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 15:28  توسط پیام  |